دوشنبه, 30 بهمن 1396
شناسه خبر:788
یادداشتی از حاج حسنعلی نوروزی،

  • انداز قلم

بعد از پیروزی انقلاب و مشخص شدن ماهیت ضد استعماری و ضد استکباری آن و همچنین مطرح شدن صدور انقلاب  اسلامی به سایر کشورهای تحت سلطه استعمارگران، دشمنی های کینه توزانه ابرقدرت ها و عوامل داخلی آن ها علیه انقلاب اسلامی به اوج خود رسید. در این میان نقش امریکا به عنوان سردمدار اصلی نظام جهانی از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.

سیاسی


با نگاهی به تاریخچه مناسبات آمریکا با جموری اسلامی ایران و راهبردهایی که در دوران ریاست جمهوریهای مختلف این کشور در برابر قدرت پیشبرنده انقلاب اسلامی اتخاذ و عملیاتی شده، حاکی از این است که تمام دولتهای امریکا، ورای نگاه حزبی و سلیقه سیاسی، سه راهبرد کلان، را در قبال جمهوری اسلامی ایران طراحی، سیاست گذاری و اجرایی کرده اند.
۱ – نفوذ بر فضای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران
۲ – تغییر رفتار و تضعیف تفکر انقلابی گری ایران در داخل و در سطح منطقه ای
۳ – تغییر ساختار و رژیم جمهوری اسلامی ایران
از آنجاییکه بعد از اشغال لانه جاسوسی، توان تاثیرگذاری آمریکایی ها بر فضای داخل کشور بشدت کاهش یافته بود، لذا آن ها برای مهار و کنترل ایران «راهبرد تهدید و فشار برای تغییر رفتار ایران در سطوح داخلی و منطقه» را در پیش گرفتند. سیاستهای مختلفی را در قبال ایران سنجیدند، سیاستهایی مثل:
۱ – توسل به حمله و تهدیدات نظامی در جهت بی ثبات کردن ایران و در نهایت به زانو درآوردن آن.
۲ – ایجاد فتنه های بزرگ در کشور-مانند فتنه ۷۸ و ۸۸ و … .
۳ – تحریم های بسیار سنگین همه جانبه،
۴ – شروع جنگ نرم رسانه ای در قالب های تهاجم فرهنگی، شبیخون و غارت فرهنگی، ناتوی فرهنگی  و ..
اما نظام جمهوری اسلامی ایران، با تکیه به منابعی همچون از:
۱ – مردم مسلمان و انقلابی
۲ – رهبری شجاع و بصیر و هوشمند
۳ – ایدئولوژی انقلابی و اسلامی
۴ – توان دفاعی و موشکی و آمادگی نیروهای نظامی و امنیتی
۵ – پیشرفت های علمی (بخصوص هسته ای ) و تکنولوژی
۶ – حفظ آرامش و ثبات نسبی در کشور،
۷ – نفوذ در منطقه و قدرت منطقه ای شدن؛
در برابر تمام فشارهای داخلی و خارجی مقاومت کرده و به حیات پرقدرت خود ادامه داد. و در حوزه هسته ای که میدان درگیری جدی با قدرتهای بزرگ بود، به پیشرفت های غیرقابل انکاری دست یافت. به همین خاطر آمریکایی ها دریافتند که تحریم ها نه تنها نمی تواند ایران  را از پای درآورد، بلکه حتی نمی تواند صنعت هسته ای ایران را  نیز متوقف کند و یا از پیشرفت آن جلوگیری نماید:
اوباما : «تحریم ها به تنهایی نمی توانستند برنامه هسته ای ایران را متوقف کنند»
اوباما : « اگر من گزینه ای در اختیار داشتم که در آن ایران تک تک پیچ ها و مهره های برنامه هسته ای خود را از بین می برد و امکان داشتن برنامه هسته ای را برای همیشه از دست می داد و در اثر آن، از شر همه توانایی های نظامی اش رها می شد، این گزینه را انتخاب می کردم ولی … دوست دارم همه این را درک کنند که چنین گزینه خاصی در دسترس نیست.»
جان کری: «تحریم ها رشد مداوم برنامه هسته ای ایران را متوقف نکرد.»
جان کری : « دانش موجود در باره برنامه هسته ای در ایران را نمی توان با بمباران از بین برد.»
شرمن : ما با تحریم نمی توانیم این دانش را از بین ببریم. به یاد داشته باشید تحریم ها رشد مستمر برنامه هسته ای ایران را متوقف نکردند. تحریم ها هیچ گاه برنامه هسته ای ایران را متوقف نمی کند.
اما عدم تغییر رفتار ایران به رغم همه محدودیت های استراتژیکی که برای ایران ایجاد کرده بودند(تحریم ها، تهدیدات و فشارهای منطقه ای) و افزایش فرصت ها و نقاط قوت ایران در این بازه زمانی در سطوح داخلی و منطقه ای، چند مساله مهم را برای آمریکایی ها به اثبات رساند:
۱ – ناکارامدی گزینه نظامی علیه ایران  به خاطر افزایش توانمندیهای نظامی و افزایش  قدرت بلامنازعه منطقه ای آن.
۲ – ناتوانایی و ناکامی آمریکایی های برای حفظ رژیم تحریم ها ی شکننده و فشار بیشتر بر ایران
۳ – بلوغ و بالندگی دانش و تجربه ایرانیان در عرصه فناوریهای نوین.
با توجه به شرایط بوجود آمده،آمریکایی ها، مترصد فضا و فرصت مناسبی بودند تا با یک تغییر رویکردی جدید، که می توان آن را دکترین تعامل، مذاکره و نفوذ نامید، راهبردها و سیاست های خود را از حوزه تقابلی با ایران به حوزه تعاملی تغییر دهند، که  انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ و روی کار آمدن جریان غربگرا در ایران، چنین فرصت مناسبی را در اختیار آن ها قرار داد. فرصتی که خود را در قالب مذاکره مستقیم بر سر مسائل هسته ای نشان داد و می رود تا در فضای پسا برجام زمینه و شرایط لازم را برای آن ها در جهت نفوذ در فضای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایران  در راستای استحاله مبانی اصلی انقلاب اسلامی و قلب ماهیت کردن آن ها را فراهم نماید.در همین راستا مقام معظم رهبری با تیزبینی و هوشیاری جدی که در این زمینه نشان داد، راهبرد جدید آمریکایی ها تحت عنوان «راهبرد نفوذ به ارکان اصلی کشور»  را افشا کرده و همه نهادها، سازمانها، گروهها و افراد دلسوز نظام را برای مقابله با این راهبرد نرم آمریکا در کشور فراخوانده است.
واژه نفوذ یک واژه بدیع، متفاوت، پیچیده و از جهتی «جدیدالصدور» در فضای سیاسی فرهنگی کشور است که رهبر انقلاب با تولید ادبیات نظری نو، به چارچوب مفهومی جدیدی برای آن همت گماشته است. ایشان در شش ماهه نخست سال گذشته بیش از ۸۶ نوبت از واژه نفوذ استفاده کرده به گونه ای که فقط در دیدار با فرماندهان سپاه حدود ۳۴ بار این واژه را بکار برده است.  ( دیدار با فرماندهان سپاه در تاریخ ۲۵/۶/۱۳۹۴).
«نقشه‌ی دوّم دشمن، نفوذ است؛ میخواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد؛ میخواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است؛ در ایران هم نیّتشان این است. آنها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه‌ی توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد». ( دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت (ع) و اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، ۲۶/۵/۱۳۹۴).
عرض کرده‌ایم، امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ است برای این کشور؛ دنبال نفوذند. نفوذ یعنی چه؟ نفوذ اقتصادی ممکن است، که البتّه کم‌اهمّیّت‌ترین آن نفوذ اقتصادی است؛ و ممکن است که جزو کم‌اهمّیّت‌ترین  نفوذ امنیّتی باشد. نفوذ امنیّتی چیز کوچکی نیست، امّا در مقابل نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، کم‌اهمّیّت است. نفوذ امنیّتی عوامل خودش را دارد، مسئولین گوناگون از جمله خود سپاه جلوی نفوذ امنیّتی دشمن را با کمال قدرت ان‌شاءالله می گیرن.
در زمینه‌های اقتصادی، چشم های بینای مسئولین اقتصادی بایستی باز باشد و مواظب باشند که دشمنان نفوذ اقتصادی پیدا نکنند؛ چون نفوذ دشمن پایه‌ی اقتصادِ محکم را متزلزل میکند. … این هم البتّه خیلی مهم است؛ امّا در قبال نفوذ سیاسی و نفوذ فرهنگی اهمیتش، کمتر است و از همه مهم‌تر، نفوذ سیاسی و نفوذ فرهنگی است.
(بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ۲۵/۶/۱۳۹۴).
این بیانات رهبر معظم انقلاب حاکی از این است که موضوع نفوذ در شرایط جدید بویژه در وضعیت پساتحریم یا پسابرجام برای ایران و دشمنان آن بسیار با اهمیت خواهد بود. از زمان مطرح شدن این واژه در عرصه سیاسی کشور تاکنون بحث های زیادی از طرف اشخاص، رسانه ها و سازمانها و دستگاههای مختلف نظام، بخصوص نهاهای امنیتی کشور در این باره مطرح شده و از زوایای مختلفی آن را مورد بحث و بررسی قرار داده اند. اما تا کنون تعریف جامع و مانع ای از آن به عمل نیامده است که بتواند این پدیده مهم سیاسی، اجتماعی را بخوبی توصیف و تببیین و مدیریت کرد.
نفوذ، ناظر بر رابطه میان دو بازیگر است که در طی آن یک بازیگر، شرایطی را ایجاد خواهد کرد که در آن شرایط، بازیگر حریف را وادار می کند به اجبار یا از سر میل و رغبت در راستای منافع آن عمل نمایند. که در حالت زور و اجبار کشورهای قدرتمند، برتری خود را از طریق ابزارهای نظامی و تسلیحاتی اعمال می کنند. اما در حالت میل و رغبت آن ها با ابزارهایی همچون، مذاکره، ارتباطات و دیپلماسی عمومی و مردمی، تغییر سبک زندگی مردم، القاء ارزش های فرهنگی و اجتماعی به دنبال ساختن ترجیحات و اولویت های ذهنی جامعه مخاطب خود هستند. بر اساس این توصیف مقدماتی می توان مفهوم نفوذ را اینگونه تعریف کرد:
« مجموعه اقدامات تدریجی و بطئی است که کشور مهاجم با توجه به بسترها و ظرفیت های موجود در کشور هدف انجام می دهد، تا شرایطی را بوجود آورد که مردم آن کشور(نخبگان، مسئولان و توده) در حوزه های مختلف اجتماعی(سیاسی، فرهنگی و …) در راستای منافع آن کشور بیندیشند و عمل نمایند».
در این تعریف دو موضوع، بسیار مهم و قابل توجه مطرح می شود،
۱ –  بسترها و ظرفیت های ساختاری و کارگزاری موجود در کشور هدف است.
۲ – مجموعه اقدامات محوری است که کشور مهاجم طراحی، تدوین و اجرا می نماید.
لذا نفوذ به عنوان یک پدیده اجتماعی محصول رابطه دوطرفه بسترها و ظرفیت های موجود در کشور و علل و عوامل ارادی و کارگزاری داخلی و خارجی می باشد. و در نتیجه راهبرد یا سیاست های ضد نفوذ نیز باید متوجه هر دو بعد ایجادی پدیده نفوذ باشد و گرنه به نتیجه نخواهد رسید.
راهها و عوامل نفوذ دشمن :
الف – دست کاری افکار عمومی ( تغییر باور مردم)
ب – تغییر محاسبات مسئولین ( اشتباه محاسباتی)
ج – اهداف عملیاتی دشمن در فضای جدید

دست کاری افکار عمومی ( تغییر باور مردم):
۱ – فضای پسا برجام و گسترش رابطه دوسویه بین ایران و غرب
۲ – تغییر رویکرد دشمن از استحاله آشکار به ایجاد تغییر نرم در باور مردم نسبت به انقلاب اسلامی
۳ – شرطی سازی افکار عمومی جامعه از طریق گزاره «تعامل با غرب تنها راه رونق بخشی به معیشت»
۴ –  ترویج باور تعامل گرایی با غرب و پیوستن به نظامات جهانی، لازمه توسعه یافتگی در میان نخبگان
۵-  القاء شرمندگی از وضع کنونی و انقلاب و غیر ممکن بودن پیشرفت در آینده
 تغییر محاسبات مسئولین ( اشتباه محاسباتی):
۱- اعتماد به غرب و امید بستن به بیگانگان به جای تکیه به توان درونی کشور
۲ – شکیک در توان مقاومت کشور در برابر تحریم های ظالمانه
۳ – انحراف از خط اصیل امام و مکتب ایشان
۴ – تردید در ضرورت استقلال و خودکفایی کشور
۵ – عبور از برخی اصول و آرمان های انقلاب، لازمه توسعه و پیوستن به جامعه جهانی
اهداف عملیاتی دشمن در فضای جدید :
۱  – تقویت دولت میانه رو و غرب گرا
۲  – مهندسی مسیر تغییر اجتماعی مطلوب آمریکا
۳  – تبدیل ایران از محور مقاومت به دولتی همسو با غرب در منطقه
۴  – افزایش جایگاه و امنیت آمریکا و متحدانش در منطقه
۵  – هجوم گسترده فرهنگ غرب در قالب محصولات سینمایی- هنری
۶  – ترویج نمادهای زندگی غربی در ایران
۷  – دوست نمایاندن دشمن و شیطان بزرگ
۸  – کم رنگ کردن اندیشه دینی و تسخیر قلوب و اذهان از طریق جریان آزاد اطلاعات
۹  – استحاله دورنی نظام ( تغییر باطن و سیرت با حفظ صورت و ظاهر)
۱۰ –   تغییر ساختار نظام ( تبدیل ولایت مطلقه فقیه به ولایت مقیده فقها)
۱۱ – به افتضاح کشاندن الگوی مقاومت جمهوری اسلامی در منطقه و جهان
۱۲- براندازی جمهوری اسلامی
۱۳  – رابطه و تعامل با استکبار جهانی
۱۴ – بزک کردن چهره آمریکا و استکبار
۱۵ – هنجارسازی از سبک زندگی آمریکایی
۱۶ – دوقطبی سازی جامعه و زمینه سازی برای حاکمیت دوگانه
پایان بخش اول : ادامه دارد……
نویسنده : حسنعلی نوروزی

ارسال نظر به عنوان مهمان

نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد

آخرین اخبار بخش ها